چرا خداوند تبارک وتعالی انسانها را بصورت قبیله ایی خلق نمود؟
یا أیُّهَا النّاسُ إِنَّا خَلَقناکُم مَن ذَکَرٍ وَ أُنثَی وَ جَعَنَاکُم شُعُوباً وقَبَائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکرَمَکُم عِندَاللّهِ أَتقَاکُم إِنَّ اللهَ عَلیم خبیر
(سوره حجرات،آیه 13)
ای مردم! بی تردید ما همه افراد نوع شما را از یک مرد وزن (آدم وحوا) آفریدیم و شما را قبیله ای بزرگ و کوچک قرار دادیم تا همدیگر بشناسید مسلماً گرامی ترین شما نزدخدا پرهیزکارترین شماست همانا خداوند بسیار دانا وآگاه است.
تقوی بزرگترین ارزش انسانی
در بسیاری آیات مشاهده کرده اید که تنها روی سخن با مؤمنان است و به صورت « یا ایها الذین امنوا» بیان شده است ولی در آیه مورد بحث خطاب کل جامعه انسانی است و مهمترین اصلی را که ضامن نظم و اثبات است بیان می کند و میزان واقعی ارزش های انسانی را در برابر ارزش های کاذب و دروغین مشخص می سازد و می فرماید:«ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم وشما را قبیله هایی قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید».منظور از آفرینش مردم از یک مرد و زن همان بازگشت نسب انسان ها به حضرت آدم وحواست ، بنابراین چون همه از ریشه واحد هستند معنی ندارد که از نظر نسب وقبیله بر یکدیگر افتخار کنند واگر خداوند برای هر قبیله و طائفه ای ویژگی هایی آفریده برای حفظ نظم زندگی اجتماعی مردم است چرا که این تفاوت ها سبب شناسایی است و بدون شناسائی افراد نظم در جامعه انسانی حکم فرما نمی شود چرا که هرگاه همه یکسان و شبیه یکدیگر و همانند بودند هرج ومرج عظیمی سراسر جامعه انسانی را فرا می گرفت.
به هر حال قرآن مجید بعد از آن که بزرگترین مایه مباهات و مفاخره عصر جاهلی یعنی نسب و قبیله را از کار می اندازد به سراغ معیار واقعی ارزشی رفته می افزاید :«گرامی ترین شما نزد خداوند با تقواترین شما است»وبه این ترتیب قلم سرخ بر تمام امتیازات ظاهری ومادی کشیده و اصالت و واقعیت را به مساله تقوا و پرهیزکاری وخدا ترسی می دهدو می گوید برای تقرب به خداونزدیکی به ساحت مقدس او هیچ امتیاری جز تقوا مؤثر نیست و از آن جا که تقوا یک صفت روحانی و باطنی است که قبل از هر چیز باید در قلب و جان انسان مستقر شود و ممکن است مدعیان بسیار داشته باشد و متصفان کم در آخر آیه می افزاید:«خدا دانا وآگاه است»پرهیزکاران را به خوبی می شناسد و از درجه تقوا و خلوص نیت وپاکی وصفای آن ها آگاه است آن ها را برطبق علم خود گرامی می دارد و پاداش می دهد مدعیان دروغین را نیز می شناسد وکیفر می دهد.
ارزش های راستین و ارزش های کاذب:
بدون شک هر انسانی فطرتاً خواهان این است که موجود با ارزش و پرافتخاری باشد و به همین دلیل با تمام وجودش برای کسب ارزش ها تلاش می کند. ولی شناخت معیار ارزش با تفاوت فرهنگ ها کاملاً متفاوت است وگاه ارزش های کاذب جای ارزش های راستین را می گیرد.گروهی ارزش واقعی خویش را در انساب به قبیله معروف و معتبری می دانند و لذا برای تجلیل مقام قبیله وطائفه خود دائما دست وپا می زنند تا از طریق بزرگ کردن آن خود را به وسیله انتساب به آن بزرگ کنند.
گروه دیگری مسأله مال وثروت و داشتن کاخ و قصر وخدم وحشم و امثال این امور را نشانه ارزش می دانند ودائماً برای آن تلاش می کنند در حالی که جمع دیگری مقامات بلند اجتماعی وسیاسی را معیار شخصیت می شمرند و به همین ترتیب هر گروهی در مسیری گام بر می دارند و به ارزشی دل می بندند وآن را معیار می شمرند. امّا از آن جا که این امور همه اموری است متزلزل و برون ذاتی و مادی و زودگذرند یک آئین آسمانی هم چون اسلام هرگز نمی تواند با آن موافقت کند لذا خط بطلان روی همه آن ها کشیده و ارزش واقعی انسان را در صفات و پاکی می شمرد حتی برای موضوعات مهمی همچون علم و دانش اگر در مسیر ایمان وتقوا و ارزش های اخلاقی قرار نگیرد اهمیت قائل نیست.
پیامبر گرامی اسلام(ص) در جمله ای کوتاه وپرمعنی می فرمایند:«خداوند به وضع خانوادگی ونسب نگاه نمی کند و نه به اجسام شما ونه به اموالتان ، ولی نگاه به دل های شما می کند کسی که قلب صالحی دارد خدا به او لطف و محبت می کند شما همگی فرزندان آدمید ومحبوب ترین شما نزد خدای متعال با تقواترین شماست.»
منبع: تفسیر نمونه
بهتر هم را بشناسیم