بسم الله الرحمن الرحیم  

الحمد لله رب العالمین وصل الله علی محمد واله الطاهرین

روایاتى در بیان مراد از: (ان الله لایغیر ما بقوم حتى یغیروا ما بانفسهم ...) 

                               ان الله لايغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم [رعد- 11]

خداوند براي قومي تغيير ايجاد نمي‌كند تا اينكه خودشان باعث تغيير شوند.

در همان كتاب از ابى عمر و مدائنى از امام صادق (علیه السّلام ) روایت كرده كه فرمود: پدرم همواره مى فرمود: خداوند قضاى حتمى رانده كه از هیچ بنده اى نعمتى را كه به او ارزانى داشته از او سلب نكند، مگر آنكه خود بنده كارى كند كه مستوجب سلب نعمت شود، در آن صورت آن نعمت رابخاطر آن گناه سلب مى كند، و این همانست كه در قرآن كریم فرموده :

(ان اللّه لا یغیر ما بقوم حتى یغیروا ما بانفسهم )

و نیز در همان كتاب از احمد بن محمد از ابى الحسن الرضا (علیه السّلام ) روایت كرده كه در ذیل آیه (ان اللّه لا یغیر ما بقوم حتى یغیروا ما بانفسهم و اذا اراد اللّه بقوم سوء فلا مرد له )

فرموده : پس زمام امور به دست خداست . 

و در معانى الاخبار به سند خود از عبداللّه بن فضل از پدرش روایت كرده كه گفت : از ابا خالد كابلى شنیدم كه مى گفت : از زین العابدین على بن الحسین (علیهما السلام ) شنیدم كه مى فرمود:

 گناهانى كه نعمت را تغییر مى دهند عبارتند از:

۱- ظلم بر مردم ،

۲-  ترك عمل خیرى كه بدان عادت شده ،

۳- كفران نعمت ،

۴-  ترك شكر،

 

 این همانست كه خداى تعالى درباره اش فرموده : (ان اللّه لا یغیر ما بقوم حتى یغیروا ما بانفسهم ).

  

و نیز در همان كتاب به سند خود از حسن بن فضال از :

حضرت رضا (علیه السلام ) روایت كرده

 كه در ذیل آیه (هو الذى یریكم البرق خوفا و طمعا) فرموده :

۱- خوف براى مسافر .

۲- طمع براى حاضر و مقیم است .

 ۳- (مسافر خواهان نبود آن .

 ۴- حاضر خواهان آنست .

و در تفسیر نعمانى از اصبغ بن نباته از

 

حضرت  على (علیه السّلام ) روایت كرده :

 در تفسیر جمله (و هو شدید المحال ) فرموده : مقصود آنست كه مكر خداوند شدید است .

و شیخ در امالى به سند خود از انس بن مالك روایت كرده كه گفت :

 

رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم )

مردى را نزد یكى از فراعنه عرب فرستاد تا او را بسوى خداى عز و جل دعوت كند، مرد دعوت خود را كرد، فرعون نامبرده پرسید: بگو ببینم این خدائى كه مرا بسویش مى خوانى آیا از نقره است یا از طلا یا از آهن ؟

مرد نزد رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) برگشته گفته او را نقل كرد، حضرت فرمود: برگرد و دعوت خود را مجددا برسان . عرض كرد یا رسول الله او از پذیرفتن دعوتم سركشى كرد. فرمود: (به تو مى گویم ) برگرد. مرد برگشته و او را بدین توحید دعوت نمود، او هم همان پاسخ اولى را داد، در همین بین قطعه ابرى در آسمان غرش كرده صاعقه اى بر سر او انداخت و كاسه سرش را برد و او را هلاك كرد، آنگاه این آیه نازل شد: (و یرسل الصواعق فیصیب بها من یشاء و هم یجادلون فى اللّه و هو شدید المحال ) 

مؤ لف : گفتارى كه در آخر این روایت داریم ، همان گفتاریست كه در آخر داستان عامر و اربد داشتیم ، به اضافه اینكه در این خبر دارد كه دنبال داستان مزبور آیه (و یرسل الصواعق ...)، نازل شد، و حال آنكه جمله مزبور قسمتى از آیه است و اگر بنا بود آیه نازل شود مى باید از اول ، یعنى از (و یسبح الرعد بحمده ...)نازل شود 

 اصلاً نبايد گمان كنيم كه تا لايق نعمت‌هاي پروردگار نشويم، خداوند به ما لطف نخواهد كرد؛ بلكه

 ما فقيريم و خداوند صاحب فضل عظيم و

 هر آنچه به ما عنايت فرموده است، نه به جهت استحقاق ما كه به دليل فضل عظيم خود بوده است. 

اما اينگونه نيست كه چون ما استحقاق نداشته‌ايم و خداوند عنايت فرموده است،  نعمت‌هاي تفضل‌شده خود را بدون دليل از ما سلب كند؛ بلكه در اينجاست كه تا مستحق سلب نعمت پروردگار نشويم، خداوند آنها را تغيير نخواهد داد

و اينست معناي :

 

ان الله لايغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم [رعد- 11]

خداوند براي قومي تغيير ايجاد نمي‌كند تا اينكه خودشان باعث تغيير شوند.

 

چرا كه حضرت صادق سلام‌الله‌عليه در مورد آيه فرموده‌اند:

إن الله قضى قضاء حتما لا ينعم على عبده بنعمة فسلبها إياه قبل أن يحدث العبد ذنبا يستوجب بذلك الذنب سلب تلك النعمة، و ذلك قول الله «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى‏ يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ‏».

[تفسير عياشي ج2ص206]

همانا قضاي حتمي خداوند بر اين تعلق گرفته است كه نعمتي را كه به بنده‌اي تفضل نموده است، سلب نفرمايد مگر اينكه آن بنده گناهي مرتكب شود كه به موجب آن مستحق سلب نعمت گردد و اينست معناي قول خداوند كه . . . 

بنابراين، آيه شريفه در خصوص نعمت امام معصوم سلام‌الله‌عليه نمي‌فرمايد كه شما تا مستحق حضور امام عصر سلام‌الله‌عليه نشويد خداوند اين نعمت را به شما عنايت نمي‌فرمايد، بلكه مي‌فرمايد اگر نعمت امام معصوم سلام‌الله‌عليه به شما عنايت شود، تا عملي انجام ندهيد كه مستحق سلب چنين نعمتي شويد، خداوند اين نعمت را از شما سلب نخواهد نمود.

 

و قطعاً بشريت مستحق سلب نعمت امام عصر سلام‌الله‌عليه شده است.

 و بنابراين تلاش ما اين نيست كه مستحق نعمت ظهور امام عصر سلام‌الله‌عليه شويم

[كه شدني نيست]، بلكه زبان ما، زبان استغفار است

 از پروردگار متعال و طلب و درخواست و التماس و به اين جهت است كه

 مهمترين وظيفه ما در تعجيل فرج حضرتشان، دعاست و دعاست و دعاست.

 

يارب :

انت الذي تكشف الضر و تجيب المضطر اذا دعاك و تنجي من الكرب العظيم

فاكشف الضر عن وليك و اجعله خليفة في ارضك كما ضمنت لهرد كه نصف آیه نازل گردد.

 

فهمیدم که برای تغییر تنها یک راه وجود دارد و آن تغییر درون خود آدم است که اگر تغییر کند، جامعه هم تغییر می کند. به تازگی متوجه آیه ای از قرآن هم شدم. تا مدت ها فکر می کردم آیه معروف "...ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم..." (سوره رعد آیه 11) مفهومش این است که خدا حال قومی را تغییر نمی دهد مگر اینکه آنها خودشان دست به کار شوند و خودشان جامعه خودشان را درست کنند، در صورتی که به نظر می رسد منظور آیه این نباشد. به نظر می رسد معنی "انفسهم" در اینجا "نفس هایشان" یا "جان هایشان" یا چیزی شبیه این باشد، که در این صورت مفهوم آیه تغییر می کند و می شود: خدا حال هیچ قومی را دگرگون نمی کند مگر آنکه آنها نفس هایشان (درونیات خودشان) را تغییر دهند، یعنی اگر هر کسی درون خودش را تغییر دهد خدا هم جامعه را تغییر می دهد، که این مفهوم با مفهوم اولی فرق دارد.

بیایید نگاهی به ترجمه ها بیندازیم:

ترجمه فولادوند: "...در حقیقت خدا حال قومی را تغییر نمی دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند...."

ترجمه مشکینی: "همانا خداوند بر هیچ گروهی آنچه را دارند (از نعمت و رفاه یا بلا و سختی) تغییر نمی دهد تا آنکه آنان آنچه را در خود دارند (از ایمان و کفر یا طاعت و فسق) تغییر دهند.

ترجمه مکارم: "(اما) خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملتی) را تغییر نمی دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند.

ترجمه صفی علیشاه (که ترجمه ای قدیمی است) :"بدرستی که خدا تغییر نمی دهد آنچه با جمعیست تا وقتی که تغییر دهند آنچه در نفسهای ایشانست ..."

ترجمه الهی قمشه ای: "خدا حال هیچ قومی را دگرگون نخواهد کرد تا زمانی که خود آن قوم حالشان را تغییر دهند(و از نیکی به بدی شتابند)..."

در بعضی ترجمه ها این برداشتی که ما از آیه کردیم به دست نمی آید ولی از بعضی بدست می آید.

چندی پیش به طور اتفاقی چشمم به آیه زیر افتاد: ذلک بان الله لم یک مغیرا نعمه انعمها علی قوم حتی یغیروا ما با انفسهم (8/53)

ترجمه فولادوند: "این [کیفر] بدان سبب است که خداوند نعمتی را که بر قومی ارزانی داشته تغییر نمی دهد، مگر آنکه آنان آنچه را در دل دارند تغییر دهند." جالب این جاست که استاد فولادوند در این آیه اخیر در ترجمه "حتی یغیروا ما بانفسهم" اشاره به "آنچه در دل دارند" کرده یعنی همان برداشتی که ما در آیه 11 سوره رعد کردیم.

 

برای بهتر فهمیدن، بد نیست نگاهی به کلمه های "انفسهم"، "انفسکم"، "انفسهن" و "انفسنا" در قرآن بیندازیم: از میان کلمه های بالا، کلمه "انفسهم" بیشتر از همه و 91 بار در قرآن به کار رفته. از این 91 بار، چندین بار انفسهم در معنای ساده خودش یعنی "خودشان" به کار رفته و چندین بار هم فقط به معنای "نفس های شان" یا "جان هایشان" به کار رفته از آن جمله است:

الذین آمنوا و هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عند الله(9/20):

کسانی که ایمان آوردند و در راه خدا با مالهایشان و جان هایشان مهاجرت و جهاد کردند، مرتبه بلندی نزد خدا دارند.

ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه (9/111):

 

در حقیقت، خدا از مومنان جان و مالشان را به [بهای] اینکه بهشت برای آنان باشد، خریده است. و ... بنابر این تعبیر "نفس هایشان" (= جان و درونشان) از "انفسهم" در آیه 11 سوره رعد، تعبیر دور از ذهنی نیست. لازم است نگاهی هم به تفسیر های مختلف بیندازیم:

 

تفسیر المیزان: ...و اين جمله، يعنى جمله" إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ ..."، چكيده‏اش اين است كه خداوند چنين حكم رانده و حكمش را حتمى كرده كه نعمتها و موهبت‏هايى كه به انسان مى‏دهد مربوط به حالات نفسانى خود انسان باشد، كه اگر آن حالات موافق با فطرتش جريان يافت آن نعمت‏ها و موهبتها هم جريان داشته باشد، مثلا اگر مردمى بخاطر استقامت فطرتشان به خدا ايمان آورده و عمل صالح كردند، به دنبال آن نعمت‏هاى دنيا و آخرت بسويشان سرازير شود...

تفسیر نور: ... برخوردارى از نعمت‏هاى ظاهرى و بيرونى، وابسته به كمالات نفسانى و حالات درونى است...

ابن عربی هم در تفسیری که دارد درباره "حتی یغیروا ما بانفسهم" می گوید: (البت این متن عربی را اگر چه ترجمه و فهمیدنش برای من ساده نیست ولی کم و بیش معلوم است درباره درون انسان دارد سخن می گوید): ...فإنّ الفيض الإلهي عامّ متصل كالماء الجاري، ألم تر إلى قوله تعالى: "يُسْقى‏ بِماءٍ واحِدٍ وَ نُفَضِّلُ بَعْضَها عَلى‏ بَعْضٍ فِي الْأُكُلِ"، فيتلوّن بلون الاستعداد، فمن تكدّر استعداده تكدّر فيضه فزاد في شرّه، و من تصفّى استعداده تصفّى فيضه فزاد في خيره...

از تمام اینها گذشته، باید توجه داشت که عبارت "...ان الله لا یغیروا ما بقوم ..."

 

بخشی از یک آیه است و در همان آیه خداوند، قبل از آن، دارد درباره نفس انسان صحبت می کند و در ادامه این عبارت را می گوید و این خیلی نکته مهمی ست، برای روشن شدن این موضوع می توانید به آیه 11 سوره رعد مراجعه کنید.